ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

73

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

دارند به موقع پيدا كنيم زيرا كه بيشترشان از اهالى همين شهرند . يا اينكه به گورستان آمده آنها را بگيريم . هامل و مولنغراف با اين نظر همداستان شدند و پيام فوق فرستاده شد . خان وانمود كرد كه خراب كردن مقبره‌ها به دستور او نبوده است و نه تنها قول داد كه كارى به كار آنها نداشته باشد بلكه خرابىهاى وارده را نيز تعمير كند . جمعه 5 . گورستان يا مقبره‌هاى ما در حال حاضر دست نخورده‌اند . كارهاى ساختمانى باروى گرداگرد شهر با شتاب هر چه تمامتر ادامه دارد . يكشنبه 7 . ديشب افغانان از اردوگاه خود در سورو ناپديد گشته به اردوگاه ديگرى رفتند كه گفته مىشود از نظر آب آشاميدنى بهتر است . چون جاى پيشين آب آشاميدنى كافى براى آنها نداشت . حال در اين تغيير مكان چه نقشه‌ها و مقاصد ديگرى در سر داشته‌اند گذشت زمان معلوم خواهد كرد . اينك هشت تا ده روز است كه كشتىهاى ما رفته‌اند يا در ساحل مقابل هستند . مدير شركت هلند با احترام زياد از سيد احمدخان خواهش كرد كه : « آيا ممكن است دو كشتى از كشتىهائى را كه در خدمت شماست به شركت وام دهيد تا به جستجوى كشتىهاى ما بروند و آنها را با آب آشاميدنى و هيزم برايمان به اينجا آورند . پرداخت هزينهء كشتىها را خود مىپردازم نيز مىخواهم كه حمال‌هاى معمولى ( كوليها ) و برخى از بنايان ( ماسون ) ما را به جايگاه شركت هلند باز پس فرستيد چون ما خود سخت به آنها نياز داريم . » خان با گشاده‌روئى تمام با درخواست نخست مدير موافقت نمود ( 3489 ) اما بعدا انجام دادن آن را به فردا و سپس پس فردا موكول كرد . دوشنبه 8 . مدير شركت هلند امروز باز درخواست ديروزى خود براى دريافت كشتى و جز آن را تكرار كرد و باز با امروز و فردا كردن خان روبرو گشت . سه‌شنبه 9 . چون در وضع مزاجى مدير بهبود حاصل نشد و ناچار مىبايست بيشتر اوقات را در اتاق خود به سر برد و چون رويدادهاى روزانه و ساعت به ساعت گونه‌گون آنقدرها مهم نبود كه هر بار جلسه‌اى تشكيل شود و نيز چون كارهاى داخلى شركت براى او وقتى باقى نگذاشته بود افزون بر اين به سبب كسالت نايب التجار و